محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6187
تاريخ الطبرى ( فارسي )
به روز جمعه سه سوار بيامدند . حسين بن اسماعيل يكى را با شمشير و سپر به نزد آنها فرستاد ، نامه را از كيسهء چرمين برگرفتند و ببردند و به محمد رسانيدند كه در آن محمد را تذكار داده بود كه مىبايد دوستى قديم را كه ميان وى و معتز بوده حرمت بدارد و بر وى فرض بود كه نخستين كس باشد كه در كار معتز و به راه بردن خلافت وى مىكوشد . گويند : اين نخستين نامه بود كه پس از آغاز پيكار از معتز به دو رسيد . به روز پنجشنبه ، پنج روز رفته از ربيع الاخر ، حبشون پسر بغاى كبير به بغداد رسيد . يوسف بن يعقوب قوصره وابستهء هادى نيز با وى بود با شاكريانى كه ياران موسى پسر بغا بوده بودند ، بيشتر شاكريان مقيم رقه نيز به آنها پيوسته بودند كه در حدود هزار و سيصد كس بودند پنج خلعت به حبشون دادند . يوسف و نزديك به بيست كس از سران شاكريان را هر كدام چهار خلعت دادند ، سپس سوى منزلهاشان رفتند . ( 315 در اين وقت يكى به بغداد آمد و گفت كه شمار تركان و مغربيان و اتباعشان در سمت غربى دوازده هزار كس است كه سرشان بايكباك سردار است ، شمار همراهان ابو احمد در سمت شرقى هفت هزار كس است كه نايب وى بر آنها در غمان فرغانى است و در سامرا از سرداران ترك و سرداران مغربى بجز شش كس نيست كه آنها را به حفاظت درها گماشتهاند . به روز چهارشنبه ، هفت روز رفته از ماه ربيع الاخر ، ميان دو گروه نبردى بود كه چنان كه گفتهاند در آن ، از ياران معتز چهار صد كس كشته يا غرق شدند . از ياران ابن طاهر نيز چهار صد كشته و غريق بود كه همه سپاهى بودند از آن رو كه در اين روز هيچكس از غوغاييان بيرون نشده بود . حسين بن على حربى نيز كشته شد ، براى